درد جدایی از حق و آرزو و اشتیاق تقرب به ذات خداوند و حرکت به سوی او و نزدیک شدن به او.
تا انسان به ذات حق نرسد این اضطراب و دلهره را دارد.
قرآن کریم این درد را این طور بیان کرده است :
بدانید که فقط وفقط دل ها با یک چیز از اضطراب و دلهره و ناراحتی آرام میگیرد ... این درد بشر به وسیله یک چیز است که آرامش پیدا میکند ... و آن ...یاد حق و انس با ذات پروردگار است ...
/ کتاب انسان کامل / از دکتر شهید مطهری /
یه کم دقت کنید در وجود خودتون یه چیزی رو متوجه میشین .... حتی در اوج خوشحالی و شادی یه چیزی بازم اون گوشه قلبتون هر چند کم رنگ و ناچیز آزارتون میده .... انگار هنوز اون طور که باید شاد نیستین ... اون طور که باید به اون چیزی که می خواستین نرسیدین ...البته این کلی نیست ... خیلی ها این حرفایی که زده میشه رو درک نمی کنن ... و جالب تر اینکه این چیزا رو اصلا چیزی نمی دونن ولی همین درد دوری از خدا و جاودانگی چقدر میتونه تویه زندگی مثبت داشتن دخیل باشه ؟.؟.؟.خیلی زیاد ...
وقتی تو درد دوری از خدا رو داری هی سعی میکنی همه کارات طوری باشه که نزدیک بشی بهش نه دور بشی ... تو دنباله اون جاودانگی هستی ... دیگه واست فرقی نداره بنز سوار بشی یا ژیان ... دیگه واست فرق نداره خونت کفش فرش ابریشمه یا حصیر ... دیگه واست فرق نداره که فلانی چی داره که تو نداری ... دیگه واست یه چیز مهمه ...
که هر چه زودتر این جدایی و دوری رو به پایان برسونی ... زودتر به حق برسی .. اصلا بتونی بهش برسی .... اون قدر پیش خدا ارزش داشته باشی که بری بهشت یا اونقدر کاره خوب ت وپرونده ات باشه تا تویه بهشت ثبت نامت کنن و هی واست بهونه نیارن ...
این چیزا کم نیستن ... ولی بعضی ها چون خودشون کوچیکن و چشم شون بسته شده رویه حق و فقط دوست دارن مادیات و دنیایی رو ببینن که غانی که دیگه واسشون درد خدا ارزش نیست .. یا اصلا باهاش آشنا نیستن ...
داریم با دستایه خودمون چه بلایی سر خودمون میاریم ؟؟؟
میفهمیم یا نه ؟؟؟
چرا تا دوست دخترمون از یه کارمون بدش میاد سریع اون کار رو میزاریم کنار ولی با اینکه صد در صد میدونیم عاشقمون از یه کاری بدش میاد هی خودمونو میزنیم به کوچه علی چپ ؟؟؟
واقعا چقدر ما آدما جالبیم ....
آن دردی که ارزش ارزش ها در انسان است چیز دیگری است .عرفا معتقدن آن دردی را که در انسان سراغ دارند و دائما" آن را تقدیس میکنند درد خدا جویی است .میگویند این درد از مختصات انسان است و حتی انسان به این دلیل بر فرشته ترجیح داده شده که فرشته بی درد است و انسان درد ددارد . چون فکر و عقل دارد .
طبق نظر اسلام انسان یک حقیقتی است که نفخه ی الهی در او دمیده شده و از دنیای دیگری آمده است و با اشیای که در طبیعت وجود دارد تجانس کامل ندارد .
انسان در این دنیا یک نوع احساس غربت و احساس بیگانگی و عدم تجانس با همه ی موجودات عالم میکند.چون همه فانی و متغییر و غیر قابل وابستگی هستند . ولی در انسان دغدغه ی جاودانگی وجود دارد . این درد همان است که انسان را به عبادت و پرستش خدا و راز ونیاز و به خدا نزدیک شدن و به اصل خود نزدیک شدن میکشاند ....
این درد است ....درد جدایی از حق.
از نظر معیار اسلامی انسان کسی است که درد خداد را داشته باشد و چون درد خدا را دارد درد انسانهای دیگر را هم دارد.
مسلمان کسی است که هم درد خدا را داشته باشد هم درد خلق خداا را.
درد مطلوب:
درد خدا را کشیدن دردی است لذیذ.چون دردی که برای دیگران باشه همیشه لذیذه.هم چنان که درد خلق لذیذ است درد هجران حق هم لذیذ است .
بوعلی در اشاره به لذت وجود درد میگوید :
این نوع درد نظیر خارش بدن است که بدن می خارد و سوزش دارد و انسان وقتی خارش میدهد درد میکند و در عین اینکه درد دارد خوشش هم می آید .این درد درد تلخی نیست.
این درد / دردی است که جان را می سوزاند.اشک را جاری میکند اما غم محبوب است /غم مطلوب است.
خوشا به حال آن تن ها و بدن هایی که روحشان فقط درد تن خودشان را احساس میکند/چون آن روح دائما در فکر این است که ناراحتی های این بدن از بین برود .این بدن است که سختی تحمل میکند.
کفش وصله دار میپوشد /لباس خیس به تن میکند ....
این بدن است که سختی ولذت درد را برای روح فراهم می کند.
روح ها وقتی بزرگ شد وای به حال آن بدن ها....
استاد مطهری..کتاب:انسان کامل ....
مرد دید حرف شیطان منطقی است و دیگر خاموش ماند .در عالم رویا هاتفی به خوابش آمد که ای مرد چرا مناجات خدا را ترک کرده ایی ؟؟!!گفت :
من میبیند این همه که دارم مناجات میکنم و با اینهمه درد و سوزی که دارم یک بار هم نشده در جواب به لبیک گفته شود.
هاتف به او گفت :
ولی من مامورم از طرف خدا جواب را به تو بگویم :
آن الله تو لبیک ماست.
منی که آن الله تو لبیک ماست آن نیاز و سوز و دردت پیک ماست
تو نمی دانی که همین درد و سوزی که ما در دل تو قرار دادیم و همین عشق و شوقی که در دل تو قرار داده ایم خودش لبیک ماست !!!
علی /ع/ در دعای کمیل میفرمایند :
خدایا آن گناهانی را که سبب می شود دعا کردن من حبس شود و درد دعا کردن و مناجات کردن از من گرفته شود بیامرز.
دعا برای انسان هم مطلوب است و هم وسیله. یعنی دعا همیشه برای استجابت نیست .اگر استجابت هم نشود استجابت شده است.دعا خودش مطلب است .
سلام
شده از یه کسی که خیلی دوسش دارین ببرین ؟؟؟
خیلی سخته کسی که بهت جون داده دوباره جونت رو با کاراش بگیره ....و سخت تر اینه که طرف بهت نگه چه دردی داره ....افلاطون یه فکر قشنگ داره در این مورد :
شخصی می گفت در موزه پیکر یک زن زیبا که سر به روی پای جوانی زیبا گذاشته بود دیدم ولی صورت مرد جوان رو به سمت دیگری بود و آن دو در حال عشق بازی نبودند بلکه روی پسر مانند کسی بود که دارد فرار می کند .
وقتی علت رو از دیگران پرسیدند جواب شنیدند که :
این تجسم فکر معروف افلاطون است که می گوید :
انسان هر معشوقی که دارد ابتدا با یک جذبه و عشق و ولع فراوان به سوی او می رود ولی همین که به وصال رسید "عشق " در آنجا دفن میشود .وصال مدفون عشق است و آغاز دلزدگی وتنفر .
شهید مطهری " کتاب :انسان کامل "